من ده سال پیش یه خواب رو میدیدم اینکه دیوارهای خونه قبلیمون ترک بر میداره و از لا به لاش برگه ورقه بسته شده میاد زیر دیوار پررر بود برجستگی های زیاد مثل پوست پر از جوش از سقف دیوار شبح سیاه اویزون بود مادر بزرگم پارچه خونی نشونم میداد ویه اسمی رو تکرار میکرد مدام میگفت نجسی خونی ، طلسم ، دعا ، من بیست سالم بودم از خواب با جیغ بیدار میشدم طوری که دیگه منو تنها نمیذاشتن بخوابم
دیوار خراب متروکه، اجر ، چیزایی که اصن نمیدونستم چی ان، زنان قد بلند با چادر مشکی و پای دراز دورتادور خونه میرقصیدن، اه ، تا مدت ها ادامه داشت تا چند سال 😶باورتون میشه ،
من اصن نمیدونستم دعا چیه طلسم چیه جن چیه ، اعتقادی نداشتم
تا اینکه پنج سال قبل صاحب خونه ای که اوون خونه رو ما از خریده بود گفت از لابلای کابینت ها موقع تعویض و از تو لوله بخاری انواع اقسام دعا پیدا کرده بوده
و اوون اسم هم که مادربزرگم تو خواب میگفت ، هووی عمم بود 😶 که با زن عموی مادرم دست به یکی کرده بودن و برامون ازین کارا میکردن و یه شرایطی پیش اومد اعتراف کردن😵😵😷😷😷😷
دیگه خونه بعدیمونم عوض کردیم و کلا قطع ارتباط کردیم😇 هنوزم برامدردناکه اوون خواب 😔😔😔