درسته عزیزم.. من شوهرمو بخشیدمش از ته دلم.. از بچگی پدرمو ازدست دادم و همیشه جای خالی یه تکیه گاه رو حس میکردم..شوهرم خطا کرد و گفتمش بخاطر تاثیر طلسم هم بود دعا داده بودن بهش که مهرم بهش کم بشه... اما خداوند زندگیمونو حفظ کزد... ازین خانم بانوی اسیایی دلم گرفت... من که گذشترو فراموش کردم از ته قلبم اما این خانم یادم اورد و اشکمو دراورد.. من برم شوهرمو بیدار کنم غسل کنه بیاد سحری بخوره... شبت اروم مهربونم.. شایدکلا تایپیکو بستم مهربونم و با یه کاربری جدید اومدم