تازه با یه خانم خوشرو و خوش برخورد آشنا شده بودم، رابطه اش با همسرش هم خیلی خوب بود. یه روز گفت امروز تولدمه، پرسیدم برنامه ای دارین؟
با همون خوشرویی گفت نه تا ساعت 6 صبر می کنم اگه خبری نشد دست به کار میشم یه کیک درست می کنم به مامانم و خواهرم و مادرشوهر و خواهرشوهرم میگم بیان دور هم باشیم.
اونجا درس بزرگی ازش گرفتم، و متوجه شدم دلیل سرزندگی و حال خوب و زندگی خوبش اینه که از هیچچچچکس انتظار نداره.
نه حرص خورد، نه شب تولدش خراب شد و نه از همسرش دلخور.