دو نفرو میشناسم به معنای واقعی با ۱۰تا پسر دوست بودن (ن درحد معمولی)! بعد جفتشون شوهرای خوب و پولدار گیرشون کرد! واقعا چرا؟! از کجاشون اینقد شانس میارن؟! تازه یکیشون چنان کباده پاکی میکشه ک نگو ! الان حس بدی ک در من نسبت بهشون بوجود آمده اسمش حسادته یا حق دارم؟!
ی وضعیه اصلا اتفاقا اونام خوشبخت تریننا اونی ک صاف و ساده بوده کلی ب مشکل برمیخوره
بخدا حسود نیسم ولی بالاخره باید یه فرقی بین کسی ک گناه کرده و حالا گیرم حتی بعدشم توبه با کسی ک اصلا گناه نکرده (خودمو نمیگم در حالت کلی) یه فرقی باشه؟! آخرسر بقول تو میبینی اونی ک ساده تر بوده زندگیش خوب نیس ولی اون یکی میتازونه و جلو منی ک از همه ...کاریاشم باخبرم جولان میده(البته نمدونه من از همشون خبردارم ب خیالش فقط یکی دوتا رو میدونم!!) جلو چادریا چادر میزنه جلو بی چادرا تیپ خفن خو این دورویی نیس چیه پس؟! اگ اندکی توبه من آخههههه