عزیزم ببین من تا لیسانسم رو بگیرم مامانم اجازه نمیداد سبیلم رو بردارم...هیچوقت نمیزاشت ارایش کنم.هیچ ...
اینده هرکس یه جوریه عزیزم.من امیدی به درس خوندنم نداشتم چون بابام میگفت دانشگاه نمیزارمت بری.مامانمم راه به راه باهام دعوا میکرد میگفت ایشالا یا بری خونه بخت یا خونه اخرت.ترشیده.دیگه فکرشو بکن من مثل افسرده ها شده بودم همیشه لباسام سراپا مشکی.اصلا شور ونشاط نداشتم تو جمع تو خودم بودم همه بم میگفتن خیلی گوشه گیری همیشه مامانم دعوام میکرد یه روز نبود ک بدون گریه بخابم.اصلا علاقه به رنگای شاد ودخترونه نداشتم.ولی الان ک ازدواج کردم روحیه ام یکم بهترشده شاد شدم دیگه مشکی نمیپوشم همش رنگای روشن وشاد زیاد جنگ عصاب ندارم وخیلی چیزای دیگه ک قبلا داشتم.نمیگم ازدواج خوبه وعالیه چون مشکلات ودعواهای خودشم داره ولی برای من بهتر از دوران مجردیمه بین بد وبدتر من بد رو انتخاب کردم
من به دستان خداخیره شدم معجزه خواهد کرد🌹اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل الفرجهم 🌹 خدایادستاموبگیربه حضورت ودستای گرمت بیشتراز همیشه نیازدارم کمکم کن(تیکرآرزوم تموم شد ولی به آرزوم نرسیدم خداشکرت😔💔)