2789

ده سال پیش که نامزد بودم اولین عید مادرشوهرم ناهار دعوتم کرد بعد ناهار اومد یه قابلمه کادو کرد گذاشت جلوم گفت عروس خوشگلم اینم عیدیت😊😊‌.دیگه ببخشید مبارکت باشه

من اونجا هییچی نگفتم😐 اومدم خونه به مامانم نشون دادم مامانم خییلی ناراحت شد ولی به من گفت هر چیه مبارکته دخترم

منم عصبانی ناراااحت 😡😡زنگ زدم به شوهرم الکی گفتم آبروی منو بردید با این عیدی دادنتون همه فاااامیلمون گفتن خاااک تو سرت با این شوهر کردنت😢😢

بعد با بغض و گریه گفتم همه النگو کادو گرفتن گردنبند گرفتن اونوقت من یه قابلمه وااااای خداااااا چرا من اینقد بدبختم آخه😭😭😭😭

وزن فعلی85/700    قد167    وزن هدف اول 80           

هیچی دیگه گوشی رو قطع کردم و قهر

فرداش من رفتم سره کار

داخل دفتری کار می کردم سه تا همکار خانم هم داشتم با هم داخل اتاق کار می کردیم

پشت میز بودم دیدم شوهرم عصبااااانی وحشتنااااک مثل دیو دو سر وایستاده بالا سرم .پیش همکارام بلند گفت بیا اینم عیدیت😨😨

بعد یه چیزی رو پرت کرد سمتم که قل خورد رفت زیر میز پیشخوان.و خودش با همون حالت عصبانیت رفت😡

منو همکارام همینجور هاج و واج نگا می کردیم یه دفعه دیدم همکارام افتادن دنبال اون چیز 😳😳

وزن فعلی85/700    قد167    وزن هدف اول 80           

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم از رفتار شوهرم که همیشه آروم و عاشق بود اصلا خشکم زده بود

دیدم همکارم اونو پیدا کردن بعد همه با دهااااان بااااز دارن به اون چیز نگا می کنن😲😲

رفتم جلو دیدم یه تک پوش کلفت خیییلی خوشگله

ولی اینقد از رفتار شوهرم خجالت زده و عصبانی بودم اصلا به چشمم نیومد .از عصبانیم تک پوش رو انداختم تو کیفم .گفتم چیه هی منو نگا نگا می کنید😡😡

اونام هیچی نگفتن و رفتن😞😞

اومدم خونه به مامانم گفتم مامانمم گفت خب کارت بد بوده بیچاره رو مجبور کردی اینو بخره

وزن فعلی85/700    قد167    وزن هدف اول 80           
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز