الان که دارم این امضا رو یاد داشت میکنم .مثل یه تیکه کاغذ که تو آسمون سردرگم هست وباد باخودش این ور اون جا به جاش میکنه شدم ....یه آدم کاملا سردرگم که نمیدونه کجای زندگیش هستو از زندگی چی میخواد یه بار عاشق و یه بار فارغ یه بار عاشق درس و پیشرفت یه بار حالش از هرچی درسه و کتابه بهم میخوره واین وسط نگران عمر و جوانی هست که داره از دست میره....نمیدونم باید چیکار کنم و ازکجا شروع کنم ولی اینو خوب میدونم که باید شروع کنم من آدم ساکن بودم نیستم باید پیشرفت کنم فعلا هدفمو گذاشتن روی گرفتن لیسانس میدونم که میشه راهی طولانی در پیش دارم ولی میشه که بشه اینو مطمعنم اگر تا اینجا اومدی ازت خواهش میکنم واسه م دعا کن 🥰۱۴۰۰/۱۰/۰۱
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده برافتد ، نه تو مانی و نه من 📖 #ترانه_های_خیام ✍🏻#صادق_هدایت
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده برافتد ، نه تو مانی و نه من 📖 #ترانه_های_خیام ✍🏻#صادق_هدایت
بچه ها شماها اهل رفت و امدین؟ من حس میکنم فقط منم که رفت و امدم کمه حس میکنم همه دایم خونه پدرو مادرشون یا پدر شوهرو مادر شوهرشونن یا خونه فامیلاشون. قبل کرونا شماها با اطرافیان خیلی ارتباط داشتین ؟ بهتون خوش میگذره تو هر جمعی؟ من هیج جا بهم خوش نمی گذره و دوست دارم با کسی رفت وامد نکنم حتی خونوادم ولی یه عذاب وجدانی همیشه باهامه . همسایه هامونو میبینم دایم باهمه در ارتباطن حس میکنم کارم اشتباهه و فکر میکنم همه کارشون درسته الا من ولی راستش من اصلا تو جمع راحت نیستم اصلا هم بهم خوش نمی گذره چون همه ادمو ناراحت میکنن و وقتی میبینم تو جمع محبوب نیستم و همه توجه ها به دیگرانه و منو مسخره میکنن شوخی میکنن ناراحت میکنن دوست ندارم برم تو جمع . وقتی علاقه مادرا و پدرای دیگه رو نسبت به بجه هاشون میبینم ولی پدرو مادرم خیلی سردن علاقه ندارم باهاشون در ارتباط باشم چون اعصابم داغون میشه شماها تو جمعهاتون حس بدی ندارین؟ حس تبعیض؟ حس بی توجهی؟