2777
2789
اول بگو کدوم روستا؟ روستا در شمال و روستا در زاهدان قطعا خیلی فرق داره

قربون  دهنت   بشم . اینایی که میگن  روستا  فک میکنن همه جا  روستا  که میگن فقط شماله . بله  من هم  عاشق  روستاهای شمال کشورم . از بقیه  بیزارم . 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ما تقریبا همه تعطیلات روستاییم اخر هفته ها و مخصوصا تابستون.البته روستای ما امکانات داره آب و برق و تلفن و گاز و اینترنت هم دیتا و هم وایفا.هواش عالیه سرسبز و قشنگه.پزشک مقیم داره .انواع مغازه ها و پمپ بنزین....خونه مون هم نوسازه .چرا نریم دیگه

کاربر قدیمی ام 😊

من تاپیکو ترک میکنم

یک سریا حتی فرهنگ درست صحبت کردن رو ندارن

اگر بری نگاه زندگی واقعیشون کنی به حال فرهنگ و شعور پایینشون تاسف میخوری اون وقت اینجا از پشت یه گوشی یه حرفایی میزنن که انگار از مریخ اومدن

بی_فرهنگ_نباشیم#      

قد ۱۶۰  وزن اولیه ۶۴  وزن فعلی ۶۰  وزن هدف ۵۰ تاپیک سیتارا جونیم😘

من پدر شوهرم تو روستا زمین و خوته داره البته درشهر زندگی میکنه ولی اون روستا هم اینترنت داره هم ابو برقو گاز و نونوایی حتی خونه بهداشتم داره ماکه سالی یبار میریم من لذت میبرم 

تورا به خاطر دوست داشتن دوست می دارم ...
همین جوری، خودم دوست دارم روستا زندگی کنم دو رنگی زندگی تو تهرانو نداره ولی کارم اونجاست

همسرم بخاطر اینکه دوس داشت تو محل خودش تو روستا زندگی کنه منو مجبور کرد بیام روستا دور از خانوادم حالا من با یه بچه دچار افسردگی شدم و هیج کاری از دست هیچکس بر نمیاد هر روزمو خسته و با ارزوی نجات از اینجا میگزرونم اگر ازدواج کردی بزار همسرت خودش انتخاب کنه همه یه زن شادو پرانرژی میخوان نه یه زن گوشه گیر و افسرده و خسته بزار محل زندگی باب میلش باشه خونشو دوس داشته باشه

برای ده ثانیه  بخون فکر کن؛شمر،جانباز جنگ صفین ۱۳بارپای پیاده مکه رفته جا نماز آبکشیم بود ک هرکی میدید میگفت این پسر پیامبره!حر کیه؟سرلشکر ابن زیاده تو عمرش شاید یه رکعت نمازم نخونده (اصطلاح)راهو رو امام بست نزاشت مسیرشو عوض کنه!شمر برای لحظه ای فکر نکردن ب منفی بی نهایت رسید و حر برای لحظه ای فکر کردن ب مثبت بی نهایت!کی میدونه فکر کن!شاید منو تو دین دار شمشیر به دست جلو اقا ایستادیم و اونایی ک سرزنش میکنیم شدن یار اقا! گروه زرد:وزن اولیه ۹۶......هدف اول ۹۰🔓.....هدف دوم۸۵🔓.....هدف سوم ۸۰🔒.......هدف چهارم 75🔒.........هدف پنجم۷۰🔒.....ب امیدخدا
همین جوری، خودم دوست دارم روستا زندگی کنم دو رنگی زندگی تو تهرانو نداره ولی کارم اونجاست

نصف کسایی که تو شهر زندگی میکنن خصوصاااا شهرای بزرگ خسته میشن از این همه دروغ و ریا و تلاش و بگیر و ببند و حس میکنن وسط یه گله گرگ هستن و انصافا حق دارن خیلی وقتا

اما بالاخره امکانات و محدودیتا خیلی وقتا مانع میشه اما نهایتا بستگی به شخصیت و درونیات شما داره بتونید دوام بیارید زندگی روستا رو یا نه

اونی مدام بفکر پیشرفت و ترقی و حضور تو اجتماع و و و باشه قاعدتا روستا بهش سخت میگذره و ناچاره ب شهر زیاد رفت و امد کنه ک عقلانیه ک تو همون شهر ساکن شه بخاطر سختی راه تو فصول مختلف و ...

اما اگه ادم درون گرا باشه و پیشرفتاشو داشته باشه و منبع درامد ثابت و ...ارامش روستا خیلی دلپذیر میشه واسش

لطفا اگه مایل بودین بابامو یه صلوات مهمون کنید.ممنون.

ویلا تو روستای خوش آب و هوا باشه چراکه نه، ولی خونه ده متری داغون با دسشویی توی حیاط باشه معلومه که نه

اگه بشر این اصل رو رعایت کنه قطعا دنیا جای قشنگ تری میشه:وقتی از اعماق وجودت احساس میکنی زندگیت رو نکبت فرا گرفته بچه دار نشو! 😒ظلمِ ظالم، جورِ صیاد، آشیانم داده بر باد... ای خدا، ای فلک، ای طبیعت... شام تاریکِ مارا سحر کن... 🤲😢😞😞😞مشغول قتل‌عام روزها هستم‌!💔ما دهه شصتیا تو زندگی ازهرچی میترسیدیم سرمون اومد، از هرچی نمیترسیدیم هم سرمون اومد، یه سری چیزای متفرقه هم بود اونا هم سرمون اومد، یه سری چیزا هم اصلا مربوط به ما نبود ولی سرمون اومد، یه چیزایی حتی وجود خارجی نداشت ولی اونا هم سرمون اومد، لامصب معلوم نیس کله ست یا میدان مغناطیسی😒😒😒 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کاش من حسنی بودم و توی دِه شلمرود، تک و تنهابودم، و عین خیالمم نبود که نه قلقلی نه فلفلی نه مرغ زرد کاکلی هیچکس باهام رفیق نیست، و تنها دغدغه ام این بود که تنها روی سه پایه، بنشینم توی سایه☹️☹️ من به فکرِ خستگی های پَرِ پرنده هام، تو بزن تبر بزن... من به فکرِ غربتِ مسافرام، آخرین ضربه رو محکمتر بزن🍁🍃اون درختِ سربلندِ پُرغرور، که سرش داره به خورشید میرسه منم منم، اون درختِ تن سپرده به تبر که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم، من صدای سبزِ خاکِ سُربی ام، صدایی که خنجرش رو به خداست، صدایی که توی بُهتِ شبِ دشت، نعره ای نیست ولی اوجِ یک صداست🌳🍃🍃سنگ است که میزند به سینه هرکس فقط برای خود😔 بیزارم از این خلقِ دورنگ و از ناکسان و هرکسی😒
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز