یبار که قبلا بهم گفته بود هروقت خواستی زایمان کنی نمیام بیمارستان همراهت باشم روی من اصلا حساب نکن سراون حرفش دوساله بغض ولم نمیکنه الانم برگشته میگه بچه دار شدی نمیگیرمش اصلا مسئولیت داره من هیچی نگهش نمیدارم.نمیدونم بقیه مادربزرگا چجور نوه هاشونو نگه میدارن!!!!!هرچی بیشترمیگذره بیشترازش بدم میاد
مامان خودت؟؟ چه حرفا میزنه همه ارزوشونه نوه شونو بگیرین بغلشون حتما مانانت نوه زیاد دار
بچه اولم.نوه هم تاحالا نداره.خلاصه خواهر تو درجریان باش من یه خاک برسر بی کسم که نزدیکترین کسم نه واسه زایمانم میاد نه بعدها بچمو یه ساعت نگه میداره.دختر تو این شرایط به مادرش لازم داره که مادر من هستش و انگار نیست.کاش جای بابام مامانم مرده بود