داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿
#قسمت_بیستم - بخش ششم
مامان گفت :ای آقا این دختر من اصلا عادت داره ؛؛ دنبال درد سر می گرده چای حاضره بفرمایید تو ..
گفت : باشه تا اومدن پلیس بد نیست یک چای بخوریم ....
گفتم : مامان جون آقای سهیلی رئیس من هستن ..
گفت : پونه برای شما هم درد سر درست می کنه ؟
سهیلی گفت : نه خیر خانم,, ما برای ایشون درد سر درست می کنیم ..خانم پونه الان دست راست منه با هوش و ذکاوتی که داره به زودی جای منو توی وکلای تهران می گیره ...من به خانمم گفتم شانس آوردم که همکار من شده ...
اولین باری بود که من چهره ی واقعی سهیلی رو می دیدم ..
مردی متفاوت با اونچه که توی یکسال و چند ماهی که باهاش کار کرده بودم ...اون هیچوقت نه از ما تعریف می کرد و نه تشکر ...
و همیشه یک چیزی هم بدهکارش بودیم ..
طوری رفتار می کرد که آدم فکر می کرد هیچ احساسی در وجودش نیست ....
#ناهید_گلکار
@nahid_golkar