🖌در یک دستهبندی کلان دو گروه علاقه در وجود انسان وجود دارد؛
1-علاقههای سطحی، آشکار و بالفعل✔️
2-علاقههای عمیق، پنهان و بالقوه.✔️
😊 معمولاً گروه اول را علاقههای #غریزی و گروه دوم را علاقههای #فطری مینامند.
♦️ درگیری و دعوای اصلی در وجود انسان میان این دو گروه علاقه است.
اگر چه در نگاه اول به نظر میرسد که علاقههای سطحی قویترند ولی در واقع این گرایشها و تمایلات عمیق هستند که قویترند.
💎 لذتی که در نتیجه پرداختن به علاقههای عمیق و پنهان حاصل میشود، بسیار زیاد است و به هیچ وجه قابل مقایسه با لذتی کم و محدودی که از توجه به علاقههای سطحی حاصل میشود، نیست.
🌷انسان از علاقههای سطحی شروع میکند اما با آنها ارضاء نمیشود، هیچ انسانی در علاقههای سطحی پایان نمییابد و همواره سرگشته خواهد بود.
👈🏼در واقع هیچ انسانی با علاقههای سطحی قانع نمیشود و هر قدر هم بیشتر به علاقههای سطحی بپردازد، باز هم اصرار به این ادامه تجربه دارد، چرا که هنوز قانع و راضی نشده است.
🔥او هنوز متوجه علاقه اصلی و عمیق خود که فقط با آن قانع میشود، نشده است.
انتهای علاقههای عمیق و فطری انسان خداخواهی محض، عشق به تقرب و اشتیاق به ملاقات خداست.
🔺عشق مرکزی پنهان در قلب انسان همین حب الله است و انسان هیچ چیز دیگری را اینقدر نمیخواهد، ولی این خواسته در قلب انسان محجوب است و غالباً خواستههای سطحی روی آن را گرفته است و نمیگذارد انسان به این خواستۀ عمیق خود برسد.
☡🌼نقطۀ محوری ایمان این نیست که «خدا هست» این مقدمۀ ایمان است، نقطۀ محوری ایمان این است که «من دوست دارم به ملاقات خدا برسم»
💢تنها راه یا «تنها مسیر» برای داشتن یک زندگی یا بندگی خوب، این است که از علاقههای ظاهری و بالفعل چشمپوشی کنیم تا به علاقههای عمیق و بالقوه برسیم.
〽️باید علاقههای سطحی خود را قربانی کنیم و مبارزۀ با نفس و حرکت ما از همینجا آغاز میشود. همۀ مفاهیم دینی از جمله ایمان، تقوا، قیامت، جهنم و بهشت و ... کارکردشان این است که ما را در این راه ببرند.
🌐حتی کارکرد اولیاء خدا و محبت به آنها نیز در همین راستا تعریف میشود، البته نقش اباعبدالله الحسین(ع) در این میان ویژه است.
👇🏼👇🏼👇🏼