خانما شوهرم چندسال پیش گوشی گرفته بود یه گروه دور همی فامیلی که خواهر برادراش توش بودن داشت بچم کوچیک بود من گوشی نداشتم میخواستم توش سرک بکشم من اصرار گوشیتو بده اونم نمیداد اخر گفت سریع باش ببین دهنمو سرویس کردی 😤😤😤حالا منم بچه لای دست وپام میپیچید دیدم خواهرش یه چی تو گروه گذاشته اومدم با حرص جواب بدم دستم خورد رو یه عکسه یه زنه بالباس ناجور که متنش این بود کارتو امشب خوب انجام دادی فردا بیا پولتو بگیر عکس رفت منم از ترس گوشیو پرت کردم عرق گریه تورو خدا به خواهرت بگو دستمون خورد شوهرم چشمش خورد چشاش گرد این چیه سریع پاک کرد حالا شوهرم تو گروه معذرت خواهی توجیه همش با چشای گردشده میگفت خدایی این عکسو چه جور فرستادی بعد چند دقیقه همه پیام دادن چی شده اتفاقی افتاده😁😁😁 شوهرم گفت فکر کنم پیام نرفته حالا من خندم از حرص بند نمیومد خلاصه هنوز بعد ازچندسال هنوز گوشیو شوهرمو میبینم جیغ و فرار😁😁😁😁😁