من یه پسر ۵ ساله دارم با دوتا دوقلو ۱ سال نیمه پسر امروز شوهرم از سرکار اومد ظهر ناهار خورد ۵ خوابید تا ۸ ۸ بچه ها داشتن سر صدا میکردن منم هی میگفتم بهشون نکنید تا پسر ۵ ساله ام شروع کرد بهونه گرفتن که باید کل وسایل اتاقمو عوض کنید هی من الکی گفتم باشه حالا اونم دید من کلی کار دارم مثل همیشه پای گوشیش نشسته بود
من نمیدونم تو تناسخ های بعدی قراره چی بشم ولی شاید همون حسرتی باشم که به دل میمونه؛شکوفه ای که قبل از شکفتن از سرما میمیره؛ رودی که هیچوقت به دریا نمیرسه و خشک میشه؛ شایدم باز یکی باشم که دوستت داره ولی نمیتونه داشته باشدت....کیدراما فقط کیدراما نیست یه سبک زندگیه:)
بچه ها عصبیش کردن ولی جای اینکه کمک من باشه میزنه تو گوش من حالم خیلی بده نمی دونموچه کار کنم
حالیش کن که دفعه بعد این کارو بکنه خودش میدونه محل سگ بهش نده دست روت بلند کرد جیغ و داد کن نزار بهت نزدیک بشه بترسونش یا به بابات یا داداشت بگو که بهش گوشزد کنن چون اگر اینکار براش عادی بشه بدترشو سرت میاره
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ 🤍 ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ