لطفا وقتی میرید مسافرت یه بسته کیسه زباله هم با خودتون ببرید .اشغال هاتونو بریزید تو کیسه و بندازین داخل اولین سطل اشغالی که دیدین _ برای شادی روح محمدم صلوات میفرستید؟؟؟
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
لطفا وقتی میرید مسافرت یه بسته کیسه زباله هم با خودتون ببرید .اشغال هاتونو بریزید تو کیسه و بندازین داخل اولین سطل اشغالی که دیدین _ برای شادی روح محمدم صلوات میفرستید؟؟؟
دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه میخواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃 امضامو هفتهای یکبار بروز میکنم🤗😍
دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه میخواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃 امضامو هفتهای یکبار بروز میکنم🤗😍
لطفا وقتی میرید مسافرت یه بسته کیسه زباله هم با خودتون ببرید .اشغال هاتونو بریزید تو کیسه و بندازین داخل اولین سطل اشغالی که دیدین _ برای شادی روح محمدم صلوات میفرستید؟؟؟
منم مث خودت تو تزیین وایناش وارد نیستم اینم ببین چن روز پیش درس کردم نهایت هنر من شده م ...
با چی نقاشی کشیدی
خیلی بانمک شده
لطفا وقتی میرید مسافرت یه بسته کیسه زباله هم با خودتون ببرید .اشغال هاتونو بریزید تو کیسه و بندازین داخل اولین سطل اشغالی که دیدین _ برای شادی روح محمدم صلوات میفرستید؟؟؟
تیرماهی جان حس امتحان بهم دست داده داری دونه دونه تاپیکامو چک میکنی😂
اگه دوست نداری، چکنمیکنمعزیزم
انرژی مثبت بودن خیلیاشون
لطفا وقتی میرید مسافرت یه بسته کیسه زباله هم با خودتون ببرید .اشغال هاتونو بریزید تو کیسه و بندازین داخل اولین سطل اشغالی که دیدین _ برای شادی روح محمدم صلوات میفرستید؟؟؟