تولدمه ؛مامانم خونمون بود فقط ؛کیک که نشد بخریم پودر کیک درست کردیم بعد مامانم کارت هدیه داد شوهرمم گفت پول میریرم تو کارتت ؛ترسیدم برم عابر بانک منم خورد تو ذوقم سکوت کردم فقط دیگه محل ندادم و نگاهش نکردم اون هی منت کشی کرد بعد اعصابش خورد شد جلو مامانم دعوام کرد😐مگهوچی کار کردم من فقط نگاش نکردم دیگه😐