دختر من چهار سالش بود عكس عروسي من و پدرش رو ديد گريه جيغ و داد كه تو چرا عروسِ پدر شدي خودم ميخوام ...
واییییی نه 😂😂😂حسودی نمیکنی ؟؟؟ من همش میگم این دحتر خود شیرینه باباش منو یادش میره دیگه همین الانش حرصم میده میگه ابادی خونم کی دنیا میاد ..حالا قبل بارداری خودم بودم فقط اینقدر به من محبت میکرد
کارشناسی ارشد مترجمی 🍫خانه دار🍫ورزشکار 🍫 تایپک ها انرژی مثبت تگکنید 🍫قدیمی اینجا از سال نود و چهار
وایییییی خیلی حس بدیه همش به اون توجه کنه ...یعنی من بالا بیارم میگه اعتراض نکن دحترم حس ...
🤣🤣🤣😅
■دیوانه جان ! , تو چه می دانی , کسی که همه چیز را می سپارد به دل , چه رسوایی می شود , حالا هِی نیا , حالا هِی نباش , حالا هِی گوش هایت را بگیر , چشمانت را ببند , و باور نکن که عشق , مرا چه لامذهبی کرده است , که به هیچ صراطی جز تو , مستقیم نمی شود ... ■ ■مـن به خودم تمامت را قول داده بودم .گفته بودم سهم من خواهی شد .تو در تمام جاهای خالی زندگیم پر شده بودی .تو تمامت سهم من بود .آنچنان در آینده ام روشن به نظر می آمدی که تمام گذشته را خط زده بودم .تو قول من ، به خودم بودی ...بیا و مرا پیش خودم بد قول نکن …■ ■یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی؛؛یادت بخیر یار فراموشکار من! ■