2777
2789
نه تو محضر  چندتا تیکه اومد و بعد محضر اشکم دراومد با شوهرم  دعوام شد.

وا مگه به تازه عروسم تیکه میندازن 

ازدواجت سنتی بود؟

اینجیمه اورگیم بختمیز قارادا اولسا کفنیمیز آغ اولاجاخ🌹🌹

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

به منم ندادن ولی ولش اصلا هم حال خوبم خراب نکردم به یه ورم

نه اخه تو محضر سر مهریه بازی دراورد به بهانه بیوه بودنش اصلا سمتم نیومد گفت زیر لفظیم انگشتر جا گذاشتم‌ و پیش محضریه هر چی گفت گلاب عروس خانوم بیارین محل نداد تا گفتیم ادامه بده و بار سوم بدون زیر لفظی بله گفتم و جلو محضرم داغم کرد تازه بعد محضر که رفتیم اتلیه سریع زنگ زد که برسون زودتر شر و دعوا درست نکنی فکر کرده بود رفتیم خونه خواهر شوهرم برای س ک س انقد نفهم بود که عکر نکرد دوسال ونیم اگه قرار بود کاری کنیم کرده بودیم

وا مگه به تازه عروسم تیکه میندازن  ازدواجت سنتی بود؟

نه دوس بودیم و خانواده ام مخالف بودن چون پدر نداشتم محضر نیومدن من تنها با خانواده شکهر فدون بله برون عقد کردم در صورتی که همین مادرش همش بهم میگفت من مادر دوتاتونم ولی روز عقد شده بود میر غضب من

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108