بچه ها روز زن رفتیم بازار من چیزخاصی پسند نکردم شوهرم برا مادرش یه پیرهن خرید به سلیقه من ولی نگفت توهم چیزی بخر بعد دوتا شاخه گل خرید و برگشتیم تو راه برگشت گفت این گلا خوب نیس واسه مامانم، بعد رفتیم شیرینی بگیریم اونجا یه تراریوم واسه مامانش خرید منم یکم اخم کردم ولی چیزی نگفتم بعد اومدیم خونه گفت گل تو رم میدم به مادر بزرگم حالا بعدا برات میخرم بعد تو تا گل و کادو رو داد به مامانش گل من و همراه شیرینی داد به مادربزرگش،...