من ۷ سال برای یکی میمردم
اونم منو نمیخواست
جلوش زجه میزدم
کل دنیا رو نذر این کرده بودم
نگم برات که چه کارهای کردم که شاخ در میاری
تو به اندازه نوک سوزن در برابر من هیچی نیستی
ولی الان اصلا یادم رفته که چنین ادمی تو زندگیم بود
رفتم انقدر این کلاس اون کلاس ثبت نام کردم و عضو گروه کوهنوردی شدم انقدر سرم شلوغ شد که وقت نمیکردم که به خودم فکر کنم