چند روز پیش سوار ماشینم شد و دید سر و صدا میاد و نگاه کرد و گفت فلان و فلان چیزش خرابه...منم شوهرم نیست که ببره تعمیر؛ خودمم میبرم میترسم کار درست انجام ندن؛ مجبورا باز دادم برادرم ببره تعمیر؛ قبلا هم برده و به دستور مامانم ! سی تومن خرج کرده ؛ سیصد تومن ازم گرفته! مامانم بهش میگه از من اضافه بگیره ؛ تا بقیشو بده بهش! یعنی به مامانم! اینبارم ایراداتش اساسی بود! ترسیدم خودم ببرم ؛ خوب درستش نکنن! از طرفی برادرم هی میگفت پس کی میدی ببرم تعمیرش کنن؟!میدونستما باز با مامانم نقشه کشیدن! ولی مجبوری دادم برد تعمیر.... الان میگه شده سه چهار میلیون هزینش! میگه فاکتور گرفتم....حتی هزینه ی تاکسیارو که سوار شده رفته وسایل خریده رو هم از من گرفت! وضع مالیشون خوبه ها!!! مامانم خیلییییی حریصه و فکر میکنه زرنگه! بخاطر همین اینجوری میکنن! اعصابم خرابه،