خیلی براتون ناراحت شدم
یاد خودم افتادم
منم دقیقا بعد 8سال زندگی جدا شدم و این خیلی برام سخت بود
من کاملا شمارو درک میکنم
منم یه دختر دارم که با زور مهریه و تهدید ازم گرفتنش
امیدوارم کسی این تجربه ی تلخو نداشته باشه و درجایگاه قضاوت هم قرارنگیره
روزی که با حکم استرداد جهیزیه لوازم خونمو بردن
دقیقا حس کردم دارم روی خرابه های زندگیم راه میرم و بغض شدیدی گلومو گرفته بود و غرور مردونم اجازه نمیداد اشک بریزم فقط بالارو نگاه میکردم اشکم سرازیرنشه