سلام بچه ها من ی خواستگار دارم برادر دوستمه آدم خیلی خوبیه ها خیلی اخلاقش خوبه چندین ساله همدیگرو میشناسیم ولی خب خیلی باهم تاحالا برخورد نداشتیم اما کلی میشناسمش من اصلا بهش هیچ حسی ندارم هیچی حتی بعضیا تو اینجور مواقع میگن حس برادری نسبت ب طرف دارن من هیچچچچچچ حسی نسبت بهش ندارم
اخلاقش خیلی خوبه فوق العادس از نظر دینی و اعتقادی مثه خودمه ولی خیلی ظاهرش ب دلم نمیشینه میدونین چیه نمیخوام بخدا خودمو دست بالا بگیرم ولی منم ی معیارایی دارم بنظرم میتونم بهتر ازدواج کنم و با ی کیسی ک خوش قیافه تره و سطح مالیش بهتره چون این پسر تو ی دفتر مهندسی فک کنم کار میکنه
و راحت بگم هیچ جذبه ی عشقی و ... نسبت بهش ندارم
اما مسئله اینه از ی طرف دلم واقعا براش میسوزه ی جور دلسوزی نسبت بهش دارم نمیدونم چرا تو قلب و ذهنم هیچ چیز در موردش نمیبینم بهش جواب مثبت بدم ولی از ی طرف دلم نمیاد بگم ن
شما میگین چیکار کنم بنظرتون عشق بعدازدواج پیش میاد یا ن ممکنه بعدا تو زندگی عاشقش بشم؟
چون خونوادم خیلی رو این پسره تاکید دارن ک حتما قبولش کنم برا همین خیلی دو دلم