عموم خیلی خسیسه هروقت میرفتیم خونه اش عیدی میخواست بده مثلا به یکی دوتا از بچه ها که میداد به بچه بعدی که میرسید میگفت به تو فک کنم دادم بعد پولو هی با دودلی میاورد جلو دوباره برمیگردوند اخرش میگفت عیب نداره دوباره میدم 😂😂😂
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اولین سال عید دیدنی عقد بودم که با کفش پاشنه بلند خوردم زمین جلوی خونه عمه شوهرم ...شوهرم هار هار می خندید منم آب شدم از حجالت عمه شوهرم بهش گفت عمه جان بغلش کن ببوسش🤣🤣🤣