دوستان امروز تموم شد چیدمان خونه مون. قراره اخر اسفند سفر بریم و بعد بریم سرخونه زندگیمون. جهیزیه رو خودمون دوتا گرفتیم. هیچکس قرونی کمک مون نکرد. پا به پای هم پیش رفتیم. پنج سال باهم خریدیم. خوشحالم. خیلی . فقط دلتنگ مادرمم و ناراحت از اینکه پدرم بخاطر شرایط ش نتونست کنارمون باشه. نامزدم خیلی حمایت کرد و پدر نامزدم که یک واحد از آپارتمانش رو داد که ما بشینیم. کوچیکه اما شکر که اجاره نمیدیم.
حال خوبم رو برای تک تک تون ارزو می کنم و از خدا میخوام هر کس که عین من بی کس بود خدا بهش قوت قلب بده و خودش پناهش باشه. عکس هاشو میذارم. هر کس دید ممنون میشم نظرشو بگه و یک صلوات مادرمو مهمون کنه.
البته شاید سلیقه ها متفاوت باشه شاید به نظر بعضی ها قشنگ نیاد. اما بهشت کوچیکی که خودمون دوتا با دستای خودمون ساختیم برامون خیلی باارزشه. چون فقط خدا رو داشتیم و همدیگه رو. محتاج دعای تک تک تونم. صلوات برای مادرم یادتون نره. ❤❤