بعد 17 سال
مثه نوکر جلوم کار میکنه،،
همه جوره تکه
بغیر از مشروب خوریش
2. ساله خونه جدا گرفتم
ولی میرم به بچه هام سر میزنم
ولی اون حق ندارد بیاد،،
خیلی خیلی دوسم داره
و به حرفه منه
هر کاری بگم انجام میده،،
اما واسم مهم نیس
چون من میگم. مشروب نخور و اگه واقعا دوسم داشت ترک میکرد،،
ولی میگه نمی تونم،،
خوبی خارجیا اینه که میتونم برم و بیام و بمونم،،
پذیرایی مفصل میکنه ازم همه جوره
ولی چشممو نمیگیره،،
ولی الان اگه یه مرد ایرانی،، حالا به هر دلیل،،
زنش بره،، چوب تو آستین زنه میکنه،، اسمشو نمیاره