قبلا گفتم من طبقه بالا خونه مادرشوهرم ک تنهاست زندگی میکنم ولی جدا نیستم یعنی واسه غذا پایینم واسه خوابم چون مادرشوهرم تنهاست پایینم .شوهرم خیلی خوبه مادرشوهرمم خوبیه
ولی واقعا زندگی اینجور برام سخته....الان چن ماه مادرشوهرم رفته بودش خونه دخترش منو شوهرم حتی یکبارم دعوا نکردیم چون از همه چی راضی بودم
اما فردا مادرشوهرم میاد و دوباره اون روزام ک همش باید پایین باشم و حتی وقتی شوهرم سرکاره من باید پیش مادرشوهرم باشم چون تنهایی میترسه ...برام سخته واقعا نمیدونم چیکار کنم .شوهرمم مادرش خیلی خیلی براش عزیزه مث همه .یعنی هیچ راهی ندارم