هم خوشحالم
هم ناراحت
هم ذوق دارم هم ترس از تموم شدن حس مادریم
اینقدر این حس داره اذیتم میکنه ک توی این دو ماه ک فهمیدم باردارم حتی یبار هم با بچم حرف نزدم چون نمیدونم میمونه واسم یا نه نمیدونم نظر خدا هم با من یکیه یا نه
۲ سال پیش بود ک به درخواست خودم و همسرم آزمایش ژنتیک قبل ازدواج و برای بارداری دادیم و فهمیدم مشکل نقص کروموزم ۲۱ دارم خودم سالمم و بچه هایی ک از من متولد میشن ریسک ۲/۳ داره برای ابتلا به سندرم داون😔😔😔
این دردو فقط پدر و مادرم و همسرم میدونن
توی این دوسال ک از عقدممیگذره هر روز و شبم با استرس گذشت هرلحظم پر از فکر و خیال بود از مادر شدنی ک نمیدونم منم سهمی دارم یا نه😔
شوهرم چیزیو به روم نیورد چون منم خیلی چیزا از اون میدونم و دم نزدم و دوسش دارم
دعا کنید یه سقط قبلا داشتم بخاطر این مشکل نه توی عقد بودم ک باردار شدم
این دومین بارداریم حساب میشه
توروخدا دعام کنید بچم برام بمونه
توروخدا دعا کنید تن سالمشو بغل کنم
توروخدا شما هم یه دعا پیش خداتون کنید برام
هفته دیگه ۴ شنبه نوبت غربالگریمه
توروخدا دعا کنید خندون از اونجا بزنم بیرون 😔😔
ای خدا خواهش میکنم
میشه خواست تو با آرزوی من یکی باشه.....😔😔😔😔😔😔😔😔😔