اینا مثل شیطان انقدر پدر دختر و دوره کردن که مجبور به صیغه شدن انقدر که گفتن و گفتن
وگرنه خانواده خاله منم بد میدونستن
مثل سگ دروغ گفتن که فقط برای اینکه مومنیم راحت تر صحبت کنیم اما پسره از همون روز اول دائم دستشو میگرفت و بوسش میکرد،حتی دخترخالم میگفت ما مذهبی هستیم بیرون زشته
انقدر هرز بوده پسره که میگفته به کسی چه محرمیم دلم میخواد..
به نظر منم باید یه آبروی اساسی از اینا برده شه انقدر وقیح ان