همش صورت بچمو میبینم میگم چقدر مظلومه در حدی که بغض میکنم میگم نکنه اتفاقی براش بیوفته این بچه نمیتونه از خودش دفاع کنه یا فکر میکنم نکنه همسرمو از دست بدم . تو صورت بچمو و شوهرم نگاه میکنم میخوام گریه کنم
حتماوقتی رفتی پیش دکترت بهش بگوشایدنیازباشه به رونشناس یاروانپزشک ارجاع بده نترس بعضی داروهاتوشیردهی بی ضررهستن من دکترنرفتم خودموزندگیمونابودکردم خیلی عذاب کشیدم
نه اصلا دارو نخور من از تنهایی میترسیدم اصلا تنها نموندم خواب ک نداشتم درست ی کم هم میخوابیدم پا میشدم حس میکردم بچم زیر پتومه داره خفه میشه هی پتو زیرو رو میکردم بعد تازه ب خودم میومدم بچم اصلا پیشم نبوده