وای خداااااااا با اماما محشور بشه به حق علی
بابای منم چن سال پیش ۵ بهمن ماه بود اومد دیدنم چن روز موند وقتی میرفت هی برمیگشت و نگام میکرد بخدا انگار میدونست دیگه نمیبینیم همو.رفتنی بهم گفت یه عکس از خودت بده بزارم تو کیف پولم گفتم حالا میگردم میدم.رفت و بعد چن روز ۲۱ بهمن ماه لعنتی سکته قلبی کرد و مرد
بابای من ۴۲ سالش بود و جوون بود من بچه ی بزرگش بودم جز من سه تا دیگه خواهر و برادر مجرد داشتم
الانم یادش میفتم جیگرم خون میشه