هستی و هدا سر تبلت دعوا کنند منم هوشمند و تکون تکون بدم که بخوابه عاقاییم به ال سی دی ور بره که درستش کنه منم هی حرص بخورم بگم عاقا نمیخواد درستش کنی شما سر در نمیاری زنگ زدم نمایندگیش بیاد عاقاییم لج کنه هی با پیچ گوشتی بیشتر ور بره باهاش منم هی حرص بخورم و خودخوری کنم و غر بزنم
اخر داد بزنم سر هدا و هستی و تبلت و ازشون بگیم پرت کنم رو مبل و بفرستمشون سر درس و مشقشون بعدم هوشمند و بزارم تو روروک بعدم با حرص و داد به عاقایی بگم بخدا اگه بخوای یخده دیگه با این ور بری همین الان از پنجره پرتش میکنم پاییناااا!!!.
عاقایی با تعجب و ترس به من نگاه کنه بعدماب دهنشو قورت بده بعد اچار و بندازه رو میز بگه باشه عیال برو دوتا چایی بیار بشینیم کنار هم قسمت جدید دل و ببینیم برو قربون موهای هویجیت برم کمتر حرص بخور
فان#
این مطلب طنزه دوست ندارین کامنت نزارین
ولی جدا چرا مردا میخوان هر چی خراب میشه بنایی میشه ولوله تعمیر میخواد و خودشون انجام بدن