مرجان و مریلا وبهرنگ پای تی وی نشسته باشن شبکه پویا ببینن عاقاییم هی سرش تو گوشیش باشه هی مدام غر بزنه اه نشد ....چیش بازم نشد ....
من برم پیشش بگم چیکار دار میکنی عاقایی ؟
بعد گوشیشو نشونم بده بگهببین این چوبا رو باس راست و ریس کنیم این ماشینه رو از تو پارک دربیاریم !
من بگم ول کن سر خودتو گرم این چیزای مضخرف نکن بیا عاقا ۳میلیون و سیصدو پنجاه بریز به این حساب ،عاقایی بگه چی ؟واسه چی؟؟؟؟
بگم وا مگه نشنیدی دیشب گفتم واسه خودم و بچه ها به یه مزون سفارش دوخت لباس عید دادم سبز سلطنتی قراره واسمون یجور لباس بدوزه دیشب که گفتم واسه شماهم یه کراوات سبز سفارش دادم
بیا اینم شماره کارتش
عاقایی با بهت بگه تو دیشب گفتی سبز دوست داری منم گفتم اره کی بهم گفتی میخوای این چیزا رو سفارش بدی ؟؟
من بغض کنم بزنم زیر گریه بگم باشه باشه نخر بزار غمباد بگیرم تا صبح دق کنم بمیرم همش بخاطر۳تومن بعدم شدت گریمو بیشتر کنم
عاقایی کلافه بهم خیره بشه بگه وای باشه باشه حالا تا صبح میخواد روضه بخونه کو شماره کارتش بده بریزم
فان#
این مطلب طنزه دوست ندارین کامنت نزارین