۶خردداد ۹۸
منو دوسپسرم و دوست دوسپسرم
و دوستم ک مرد
رفته بودیم سمت هراز ماهیگیری
منو دوستم میریم لب رودخونه عکس بگیریم
اون جلو جلو میره
یهو صدای جیغشو میشنوم میبینم افتاد تو اب نتونستم کمکش کنم 😭
فقد جیغ زدم همه ریختن
بعدم ک اب بردش 😭😭😭
دلم براش خیلی تنگ شده خیلی دلم میخواد بود کلی باهاش حرف دارم ثانها رازدارم بود😔😔😔
بعدم شکایت خانوادشو زندانو وثیقه و
تبرعه شدنمون و ختم بخیری
اما همش میگم کاش منم باهاش میرفتم