2777
2789
عنوان

چه روزی بود امروز😐

| مشاهده متن کامل بحث + 870 بازدید | 49 پست
نه اصلا انتظار ندارم سیرم کنه وقتی خودش به چشم دید از صبح چیزی نخوردم انتظار داشتم حداقل ببرتم یا بر ...

یه موقع ادم مث تو میشه انتظار داره از شوهرش ولی خب مردن دیگه به این جزئیات توجه نمیکنن سعی کن دیگه رو‌این‌چیزا حساس نباشی و چیزی نگوو بهش 

خدایا شکرت
پنیر . کره مربا . سوسیس و صد تا غذای حاضری دیگه هم هست 

پنیر پروتین گاوی هست نباید بخورم کره هنینطور مربا ندارم چون نمیخوریم سوسیس هم هیچوقت نمیخریم تو خونمون کلان اکر گرسنه باشیم پختنی هست حاظری چیزی نمیشه خورد به خاطر آلرژی 

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

یه موقع ادم مث تو میشه انتظار داره از شوهرش ولی خب مردن دیگه به این جزئیات توجه نمیکنن سعی کن دیگه ر ...

نه خدا شاهده چیزی نگفتم نشستم یه گوشه بچمو بخوابونم یکم گریه کردم اومدم پیش شما حتی اگر بگه چرا گریه کردی میخوام بگم به خاطر هواپیما که سقوط کرد عکساشو دیدم گریم گرفت

چقد طرز تفکرت بچگانه س.خوبه مام بچه داریم وگرنه مگفتیم زندگی کزدن همینه که شما میگی.زفتی مهمونی سیر دلت رو میخوردی.حالام که اومدی نشده ببرتت بیرون بگو بچه رو نگهدار یه چی درست کنم.فردام خودت میرفتی هرچی دلت میخواست سفارش میدادی.

چرا تو مهمونی نخوردی؟؟؟؟  من مهمونی عصرونه برم دیگه شب اصلا هیچی نمیخورم  خب شما سهم خود ...

زشت بود روم نشد بشقاب پر کنم بزارم برای خودم جالب نیومد این حرکت برام

وقتی کولر روشن نباشه بو چجوری میکشع داخل؟؟ 

از گرسنگی توهم زده

فان#  

کاش ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ..ﭘﯿﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﯾﻢ..ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺭﺧﺪﺍﺩ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ..ﺳﭙﺲ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﻭﺩﺭ، ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽ ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﻤﺮﺩﯾﻢ...!!!
خواهر مگه تخم مرغ مرده که شمو ناراحت میخوای بخوابی!!!!!!

😁😁

ما از تو به غیر تو نداریم تمنا.... حلوا به کسی ده که محبت نچشیده.  🇵🇸🇮🇷 به نیت آزادی فلسطین ، نابودی ظالمین جهان و ظهور امام عصرمون یه صلوات بفرست 🌷🌷

نه خدا شاهده چیزی نگفتم نشستم یه گوشه بچمو بخوابونم یکم گریه کردم اومدم پیش شما حتی اگر بگه چرا گریه ...

افرین کار خوبی میکنی اخه میدونم مردا این‌نارحتسارو‌درک‌نمیکنن که تازه طلبکارم میشن غرم‌میزنن بدتر میشه

خدایا شکرت
زشت بود روم نشد بشقاب پر کنم بزارم برای خودم جالب نیومد این حرکت برام

اصلا زشت نیس 

بعدشم شما میتونستی قبل اینکه عصرونه بخورن 

بچتو سیر میکردی ک موقع خوردن شما دیگه اشتهایی نداشته باشه 

اتفاقا کار شما زشت بوده همه داشتن میخوردن رفتی نشستی یه گوشه ب بجه ات غذا دادی نخوردی خودت .صاحبخونه حتما ناراحت شده 

ولی اونایی ک اونجا بودن مخصوصا همون صاحبخونه باید سهم شما رو نگه میداشتن 

خدایا . سپاس . در اوج نا امیدی زمانی که بریده بودم از همه جا محکم دست هایم را گرفتی اکنون میخواهم رهایم نکنی
چقد طرز تفکرت بچگانه س.خوبه مام بچه داریم وگرنه مگفتیم زندگی کزدن همینه که شما میگی.زفتی مهمونی سیر ...

قربونت میگم بچه خواهرش خونه بود و بچم شدید گریه میکرد اومدم شیرش بدم و بخوابونم ساعت شد ۱۲ نشد سیر دل بخورم بچه گرسنه بود هی به غذا نگاه میکرد دلش میخواست بچه شش ماهه چی میفهمه که مامانش از صبحونه تا الان چیزی نخورده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز