سوند رو تو بیحس وصل کردن شکمم یه دوبار اونم اصلا به داد زدن نرسید فشار داد سر پسرمم سوند رو قبل بیحسی زد گفت یه نفس عمیق بکش بعد گفت وصل کردم در ضمن من خیلی دردی ونازنازیم خیالت راحت
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بنظرم نظرات دیگران رو بدونی خوبه اما خب دکتر و بیمارستان و وضعیت بدنی خودشخص متفاوته براهمین هرکی از یچیزش اذیت شده یکی بیشتر یکی کمتر
اوووف منکه نظرات دیگرانو میخونم میترسم😖
پروردگار من! تو رو جون اون حبیب ازلیت کسی که دوسش داری یعنی علی (علیه السلام) این چندروز که آسمون نزدیک تره دریاب... خدایا دریاب... خدایا دریاب.... تو خودت گفتی بیا من اومدم...یا کریم یا رحیم یا غفور رمضان ۹۸/۳/۱۱ روز۲۶رمضان
بنظرم نظرات دیگران رو بدونی خوبه اما خب دکتر و بیمارستان و وضعیت بدنی خودشخص متفاوته براهمین هرکی از ...
بله اینم درستِ..من خودم زیادی میترسم در حدی ک از دیدن خون حالت سر گیجه میگیرم...توی بیمارستان هم زیادی خودمو ترسوندم،،ب طوری اون خانمی ک امپولو تو کمرم تزریق میکرد چند بار امپولو در اورد واز دوباره فرو میکرد میگفت بد نشستی،ولی من ی جور لرز داشتم ک واقعً نمیتونستم درست بشینم...ولی وقتی آمپول تزریق شد لرزم رفت و انگار بدنم اروم شد.
چقدر زیبا هستند انسانهایی که شبیه حرفهایشان هستند💝
بله اینم درستِ..من خودم زیادی میترسم در حدی ک از دیدن خون حالت سر گیجه میگیرم...توی بیمارستان هم زیا ...
اوف من از این امپول ک میزنن تو کمر میترسم😲 اخه من کلا از امپول میترسم بعدم برش شکم رو😖
دیگه از بقیش خبر ندارم وگرنه شاید از بقیشم بترسم
پروردگار من! تو رو جون اون حبیب ازلیت کسی که دوسش داری یعنی علی (علیه السلام) این چندروز که آسمون نزدیک تره دریاب... خدایا دریاب... خدایا دریاب.... تو خودت گفتی بیا من اومدم...یا کریم یا رحیم یا غفور رمضان ۹۸/۳/۱۱ روز۲۶رمضان