2777
2789

بعدش دوباره از اکانت سودا پیام داد به اکانت خودش که  میدونم متاهلی و من با خانومت مشکلی ندارم تو با منم باش همین

منم ویس دادم از گوشی و اکانت شوهرم و سلیطه بازی دراوردم و کلی بحث که من هی از اکانت و گوشی شوهرم پیام میدادم باایم فکر که طرف دختره و سیریش شده

کلی بحث کردم کلی حرفای تند گفتم بشه شوهرمم از اونیکی اکانتش پیام میداد که من دوست دارم و بامن باش بعد ک من پیام میدادم‌مثلا داشت ب من پیام میداد و خلاصه قشنگ دیوونم کرد

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

اخر سر دیدم شوهرم لوس بازی درمیاره و منم گفتم اصلا میدونی چیه ویس بده بگو میخوامت بیا باام باشیم

اونم ویس داد من گریه کردم زدم تو دست و پاهاش و گفتم برو گم شو نمیخوامت دیگه گوشیمو کوبیدم زمین ک شوهرم گف بیا نگا کن ی دیقه نگا کردم دیدم خودشه طرفه دختر نیست😂😂😂

حداقل 😑 سرمونو گرم کرده بعدم فهمیدم خودش بوده خیانت نکرده مفرح میشدم

وای خیلی حس بدیه ی دختر بهت بگه شوهرتو دوسش دارم عاشقشم و عاشق خودم میکنمش 

خیلی حالم خراب بود دستام میلرزید 

اخرسر که داد زدم سرش برو گم شو نمیخوامت تو برو باهمون دختره باش نشونم داد که خودشه کس دیگه نیست

انقد خندیده بودیم ک منم باشوخی میزدمش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792