2777
2789
داشتم وضو میگرفتم برادرشوهربیجنبم اومد دید رفت داشت واسه خواهرش تعریف میکرد منم پشت سرش بودم تابلو😐

چیو تعریف میکرد مگه تعریف داره

تو دنیا فقط یکی هست که واسه من نفس میکشه اونم دماغمه😐تموم شد و رفت

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

یه بار مادرشوهر که شهرستانیه با همسایشون که از تهران اومده بوده دعواشون میشه بعد اون زنه میگه برو میزارم سراغت 😁بعد مادر شوهر من حالیش نشده بود گفت چی 🤐🤐میزاری سوراخم سوراخ ننت بزار سوراخ بابات بزار🤣🤣🤣🤣هر دفعه شوهرم تعریف میکنه هی میخندیم ما

زندگیمون شده ؛"اشکال نداره،از هیچی که بهتره

من خاطره خاستگار بگم روز دفاعم اصلا یادم نبود قرار بیان منو ببین یه آدامس دهنم بود قد توپ تنیس مثل شتر میجویدم از استرس  تا کمر تو لپ تاپ پیام داد ادامست  پرت بده مامانم داره نگات میکنه مثل فنر پریدم دیدم مامانش به لبخند نگام میکنه 

چیو تعریف میکرد مگه تعریف داره

چه میدونم والا😐دقیقا داشت ادای حرکت منو درمیورد

برای سلامتی و تعجیل ظهور آقامون...حضرت عشق.... مهدی فاطمه صلوات.....شمایی که میخونی..🤨 تویی که دعات میگیره و ما خونه خریدیم از دعای خیرت،واسه سلامتی پسرم هم دعا کن😔
من خاطره خاستگار بگم روز دفاعم اصلا یادم نبود قرار بیان منو ببین یه آدامس دهنم بود قد توپ تنیس مثل ش ...

ازدواج کردی باهاش؟ 

میشه ی صلوات برای مادر مرحومم بفرستی🌷 اگ تونستی برای مادرم سوره یس بخون منم برات سوره الرحمن میخونم🌻❤️خبرم بده 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108