2777
2789

بچه ها اینا همشون از زبون مادر من هستن اینکه مامان من هنوزم زندست واقعا یه معجزست چون نزدیک به بیست دقیقه هنگام زایمان ایست قلبی کرده بود و کاملا مرده بود... مادر من واقعا زنده بودنش الان یه معجزست ولی یه چیز جالب اتفاق افتاد اونم این بود ک مادرم عین تعداد معدودی از ادمایی ک از مرگ برگشته بودن همه اتفاقاتی ک تو مرگ تجربه کرده بودو یادش بود اینا همشون اززبون مادرمه

( کم کم حس کردم که دارم میمیرم ولی هنوز ضربان قلبم رو حس میکردم کوبیدنشو صداشو .. کم کم چشامو میبندم و یه تونل میبینم میرم داخل تونل وقتی واردش میشم یه نور میبینم با سرعت خیلی زیاد جلو میرم دیگ ن به بچه هام فکر میکنم نه ترس مرگ دارم اتفاقا ذوق بیشتری دارم تا روحمو از قفس جسمم رها کنم جلو و جلوتر میرم همینجور ک تو تونل دارم سمت نور میرم(با سرعت خیلی خیلی زیاد) همه کارایی ک از بچگی تاالان انجام داده بودم همه ادنا تو ذهنم عین یه فیلم واقعی مرور شدن حتی یادم میاد چجوری تو شیکم مادرم لگد میزدم و تکون میخوردم همه حرفامو کارامو فکرامو همه اونا در عرض چند ثانیه از ذهنم گذشتن وارد نور ک شدم یه حس خیلی خوب همه وجودمو گرفت کم کم دوستا وو اشناها و هر کی که تو دنیای واقعی فوت کرده بودو اونجا پیدا کردم نمیتونستم حرف بزنم فقط با وجودم یا یه جورایی بگم با قلبم داشتم باهاشون حرف میزدم نمیتونم توصیف کنم چه حس قشنگی بود دیگ اصلا دلم نمیخواست برگردم اصصلااا از دنیایی ک قبلا توش زندگی میکردم متنفر بودم تازه داشتم حس میکردم ک ازاذی ینی چی کم کم حس کردم دارم دوباره برمیگردم تونلی ک از توش اومدم فهمیدم هنوز وقتم نشده تا بقیه راه رو ادامه بدم باید برمیگشتم نمیدونم چرا ولی باید برمیگشتم ...

خلاصه کنم بچه ها الان دیگ‌مامانم همون مادر سابق نبست خیلی عوض شده خیلییی


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

یادش نمیمونه که  ولی بگو

عزیزم یادش مونده تجربه بعد از مرگو خیلیا هستن ک یادشون مونده اگ تو این تاپیک باشین یه چن تام اززبون بعضی ادما میذارم ک خوندنش براتون خیلی جالب میشه

من امروز یک کتاب کوچکی خوندم خاطره کسی بود که در سال ۱۳۹۴ حین عمل جراحی به مدت ۳ دقیقه میمیره و نامه ی اعمالشو و حسابرسی شو میبینه واقعا یه حالیم یعنی باید خودتون بخونید 

گر تو با بد، بد کنی پس فرق چیست...؟

رایان در سن 5 سالگی از طبقۀ دوم ساختمان به پایین افتاد ولی اتفاق عجیبی برایش رخ داد [10]: «من وقتی 5 ساله بودم عادت داشتم اسباب‌بازی‌هایم را از پنجرۀ اتاقم که در طبقۀ دوم بود به پائین و روی لبه‌ای که بین دو طبقه و زیر پنجره بود بیندازم و از پنجره بیرون می‌رفتم تا آن‌ها را بردارم. یک‌بار بدون توجه به اینکه شب قبل باران باریده، از پنجره بیرون رفتم و پایم از روی لبه زیر پنجره، که خیس بود، لیز خورد. ناگهان گذشت زمان بسیار کند شد، به‌طوری که پائین افتادن خود را به‌آرامی می‌دیدم و در این حال هزاران فکر از ذهن من عبور می‌کرد: آیا من به‌اندازه کافی زندگی کرده‌ام؟ آیا زنده خواهم ماند؟ آیا مادرم از دست من عصبانی خواهد شد؟ آیا من به همین سادگی به خاطر حماقتم خواهم مرد؟…در همین حال بدنم به زمین خورد و متعجب شدم از اینکه دردی احساس نکردم. ناگهان در یک لحظه متوجه این واقعیت شدم که من مرده‌ام و در بدنم نیستم ولی عجیب است که این برایم تعجب‌آور نبود، مانند اینکه با مرگ همیشه آشنایی کامل داشته‌ام. کمی از آنچه می‌گذشت گیج شده بودم، ولی احساس آرامش و رضایت کاملی را حس می‌کردم. اطراف من مانند یک منظرۀ بسیار زیبا در یک زمینۀ کاملاً تاریک بود. می‌توانستم هر چیزی را که می‌خواهم ببینم بدون اینکه نیاز باشد سرم (جهت دیدم) را بچرخانم، و اگر می‌خواستم می‌توانستم ماورای دیوار و اشیاء را نیز ببینم. ناگهان یک نقطۀ کوچک نورانی برایم ظاهر شد و دید من را تغییر داد؛ مانند نگاه کردن در یک تونل طولانی و تاریک، با نوری در انتهای آن. من بی‌اختیار و با سرعتی باورنکردنی به‌طرف نقطه نورانی حرکت کردم. این نور، زنده و آگاه بود؛ گویی تپش قلب میلیون‌ها ضمیر و روح را درون خود داشت. از سوی این نور عشقی بسیار قوی حس می‌کردم؛ قوی‌تر از هر احساس موفقیت، عشق یا خوشحالی که در دنیا می‌توان احساس کرد. این تونل، مسیری برای حرکت بینهایت سریع در پهنۀ جهان هستی بود. نور از طریق فکر، و نه کلام و کلمات، با من حرف می‌زد و به من گفت که هنوز زمان من فرا نرسیده است. در همین لحظه ناگهان خود را روی زمین یافتم در حالی که گریه می‌کردم و بدنم درد داشت و چشمانم را باز کردم.»

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز