رفتم بیمارستان میلاد زنا منو ترسوندن بعد همه سنا بالا بود میگفتم من بچه ام ۲۵سالمه بعد دکترا مسخرم میکردن میگفتن دختر ۱۴سالشه باردار شده گفتم بخدا ۲۵سالمه همه نگام میکردن مسخرم میکردن بعدم ک افتادم گوشه خونه مریض شدم جوری بود ک کل فامیل میومد میدید منو میگفت بندازیدش دختره داره از دست میره