عزیزم شش سال صبر و دعای ناد علی و پیش دعانویس توی شهر دیگه رفتن و.... واسطه و... همه کار کردم
ولی طرف اصلا اصلا نخواست آدم بشه
منم با اینگه خیلی دوسش داشتم ازش توی دو جلسه جدا شدم و حقمم خورد
و چهار سالم نشستم شاید پشیمون بشه و برگرده
که برگشت ولی پررو و. پرادعاتر از قبل
منم که پرواز میکردم برم باهاش
ولی خانوادم نذاشتن که الحمدلله الحمدلله نذاشتن
و. ده سال عمرم تباه شد به پاش
نگو به کاراش ادامه میداده و. منو بخاطر جهیزیه و نوکری و پول میخواسته
بعدم با یه مردی که نوزده سال بخاطر ازدواج نکرده بود به اجبار ازدواج کردم ولی این تصمیم برای ازدواج دوباره بهترین انتخاب زندگیم بودخ و الحمدلله نوی این سه سال خيلي خیلی خوشبختم