2777
2789
عنوان

واااااای

354 بازدید | 35 پست

داشتم رو تخت کتاب میخوندم . الکس ( سگ همسرم) 

اومد رو تخت هی منو هول میداد و هدایت میکرد ک از تخت برم پایین

اومدم پایین رفتم دنبالش گوشه کوسن و گرفت به دندون و دور همسرم که رو زمین دراز کشیده بود میچرخید 

به همسرم گفتم این بچه پر پر شد این کوسن ازش بگیر بذار زیر سرت 

گفت داره خودشو لوس میکنه میدونم چشه میخاد فردا ببرمش هواخوری بعدم رو کرد سمت الکس بدبخت گفت این پنبه رو از تو گوشت بکش بیرون من فردا جلسه دارم

الکس هم یه صدایی از خودش دراورد پهن شد کف زمین 

اندر احوالات یک زوج روانشناسه بی بچه 😐 

۹۹ درصد چیزایی که راجع بهشون نگرانی، هیچوقت اتفاق نمیوفتن🌹

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز