خانما تو تاپیک قبلی گفتم با ممد بیرون رفتم از فرداش حدود دوهفته هرروز زنگ میزدم منو میپیچوند بعد نتونستم تحمل کنم گفتم جدا بشیم خداحافظی نکرده قطع کرد
امروز صبح ساعت 7 ده تماس داشتم ازش جواب ندادم آخر برداشتم گفت :چی از من میخوای ؟اره من بازیت دادم ، من ل ا ش ی هستم😐 ،نفرینم کن بمیرم، خسته شدم از این زندگی ،سالها میخواستمت اما الان نمیخوامت ،منو دوست نداشته باش،من گرفتارم ،مشکل دارم چک هام برگشت خورده ،من با تو مشکل نداشتم اما دیگه به من زنگ نزن یا بزار یک دو ماه دیگه حالم خوب شد ،پشت سر حرف میزد گوشی رو قط کردم ،با خودم گفتم این دنیا چه دنیای کثیفیه ،چرا آدمها اینجوری شدن