متاسفانه یا خوشبختانه از اول جوری بود ک خیلی تو چشم و جذاب بود و از بس تعریفش میکردن دیگ خودشیفته شده بود خودشم همش میگفت من فلان من اینجور.... الان 2 ساله باهمیم خسته شدم از دم و دقیقه هی دخترا تو کف بودن. خواننده بود ولی مطرح نبود حالا تازگیا مطرح شده پریشب کنسرت داشت هیچی دیگ بعد کنسرت دیگ من آرامش ندارم همش زنگ پیام اینستا تو خیابون... خودشم دیگ خیلی فرق کرده.. فک میکنه چون معروف شده دیگ خیلی چیزا براش زشت نیست. دیشب بهم میگه ذیشب ک نبودی ک یه لحظه وسوسه شدم یکی از طرفدار هارو بیارم و ...... بعد ک کلی دعوا کردم میگه واقعا حیف من ک حتی ذهنم رو بهت میگم هیچی مخفی نمیکنم. تازه فکر کرده چقد هم خوبه ک میاد همخ چی میگه. بهم میگه در حد ثانیه بود فکرم اگ دقیقه شده بود ک عملی میکردم من اخرش هرچی شده فقط طرف تو بودم با اینکه هزارتا موقعیت بود پرو هم هست خیلی اعصابم خورده چیکار کنم. زندگی با یه ادم معروف چقد میتونه سخت باشه؟ تازه الان اول کاره میترسم دیگ خیلی خیلی معروف شه و مغرور منم خیلیییییی حسود میمیرم بخدا پیر شدم