۸ ماهه عقد کردم با یکی از فامیلای نزدیک پدرم تو شهر مارسم نیس نامزد بودن زود عقد میکنن خودم خاستم باهاش ازداواج کنم ب ی سری دلایل ک هیچ عشق وعقلی درش وجود نداش و اینکه خانوادم هم مخالف بودن الان هم نامزدم بدی نداره اما میبینم هیچ علاقه ای بهش ندارم ازش بدم میاد وضع مالیشون خوب نیس کلا کسی نیس ک من میخاستم تو ۸ ماه نامزدی ی بار بهم نگفته چیزی لازم داری یا ن ی هفته مریض بودم دانشگاه نرفتم ی زنگ بهم نزد میخام بگم طلاق اما میبینم اگه برم نابود میشه اخه با تمام دست تنگ بودنش داره تلاش میکنه زود بریم عروسی بگیریم و اینکه کل خانواده پدرم بهم میریزه