خدایا! نوشتم چهار ساله آرزو دارم یه بار بیام تاپیک بزنم که خدایا شکرت منم حاجت گرفتم. اما نگرفتم.
اما امروز اومدم برای چند تا چیز شکر کنم.
- خدایا شکرت که اینترنتی هست و نی نی سایتی که حال بدم رو بنویسم.
-خدایا شکرت برای اون دسته از دوستای سایت که منو نمیشناسند اما بدون قضاوت و سرزنش تاپیکهامو میخونند و برام دعا میکنند و آرزوهای خوب.
- خدایا شکرت برای اونایی که حاجت روا میشند و تاپیک میزنند که بدونیم هستی و ممکنه یه روز جواب ما رو هم بدی. و شکرت به خاطر حاجتایی که امروز به بنده هات میدی.
- خدایا شکرت به خاطر بعضی از دردها، دردهایی مثل فهمیدن حقایقی که بدون دونستنشون شاید آرامش کاذبی باشه اما فهمیدنش رو به ندونستنش ترجیح میدم. مثل دیشب. حقایقی که حتی شاید حالم در حد مرگ بد بکنه اما شکر میکنم زماین که پرده دروغ رو از جلوی چشمام برمیداری.
-خدایا به خاطر این که این سالهای دردم مخصوصا دو سال اخیر، تو شب بیداریها، بودی شکرت! درسته دردم خوب نشد اما بودی. این خیلی بی انصافیه که اینو نگم. میتونه توهم باشه؟ من سالها همین دردا رو داشتم اما حس بودنت رو نداشتم، اما الان هستی. و این خیلی ارزشمنده. من باید نامرد باشم که نگم زمان وحشت و بیماری با حس حضور تو خیلی فرق میکنه با وقتی که حست نمیکنم. اینکه خیلی وقتا در حال سوختن قلبم یکی رو حس میکرد که کنارمه. خدایا ممنون که شبها بیشتر هستی. وقتی هیچکس نیست. وقتی بیشتر چراغهای شهر خاموشه. لمس بودنت خیلی مهمه خدا... اینو ازم نگیر هیچوقت.
- خدایا ازت ممنونم که حتی وقتی چرت و پرت میگم، بی ادب و طلبکار میشم بازم خدای منی! بازم هستی! نمیگی توی بنده کجا و من خدا کجا! ممنونم ازت که حال بدم رو درک میکنی و به جهل و بیماری که باعث میشه اینروزها بی ادب باشم منو سرزنش نمیکنی.
-خدایا ممنونم که افکار و دردهامو میشنوی و خسته نمیشی و نمیگی یکی اینو خفش کنه! ممنون که میتونم دردایی رو به تو بگم که به عزیزترینام نمیتونم بگم.
-خدایا ممنونم که آبروی منو حفظ میکنی. عیبهامو میپوشونی.
- به خاطر محبت امام حسین (ع) که از میان دردهایم آمد. یک دفعه وقتی سالها نفهمیده بودم عشق به امام حسین چیست.
- به خاطر امام رضا و دل تنگی ام برای خودشان... برای حرمشان.
- به خاطر همه ائمه و معصومین و آدمهای خوبت که محبتشان در دلم هست یا خواهد آمد.
- به خاطر قرآنت، به خاطر وسیله ای به اسم دعا که گذاشته ای. به خاطر فرصت و امکان توسل و واسطه قرار دادن آدمهای خوبت وقتی که خودت صدایت را نمیتوانی به آسمان برسانی.
- خدایا ممنونم که تازگی گاهی وقتی خیلی وحشت میکنم مثل بچه ای که پشت چادر مادرش پنهان میشود و به پای مادرش چنگ میزند، به سمتت میایم و میگویم من میترسم... تو باش و این همه ترس و ...
-خدایا... خدایا... ممنونم که یک روزی به منم نگاه میکنی و درد و رنج این شب و روزهام رو میگیری و به جاش آرامش و خوشبختی میذاری. به خاطر روزی که مثل آدمهای سالم بخوابم، یا انتخاب کنم بیدار باشم. به خاطر سلامتی که میدی. و با این لطف و کرمت از همه گلایه ها و شکایتهام پشیمونم میکنی و شرمنده از خودت.
- به خاطر روزهای خوبی که میاری و مثل این روزها و شبهام نیست...
خدایا ممنون که هستی... همیشه باش همینجا کنار من... چه در خوشی و چه در ناخوشی. حس حضورت رو به من و به همه بنده هات بده.
(این زیر از شکرگزاریهاتون بنویسید منم حالم بهتر شه)
هی فلانی! زندگی شاید همین باشد...