سلام من تازه ازدواج کردم، شوهرم اولش بهم گفت من دوس دختر 5_6تا داشتم ولی بهشون دست هم نزدم، اما این منو آزار میده حتی یکیشون شهرستانیه و یه روز خواهر شوهرم یه عکس از شوهرم فرستاد و گفت فلان دختر ازش گرفته توی پارک، ولی شوهرم گفت فقط بخاطر بیشبرد کارم با این دخترا بودم، الانم بخاطر کارش نمیتونه حتی منو یه پارک ببره، خیبی حسودیم میشه، چکار کنم
مگه کارش چی بوده گلم؟بعدم هرکسی یه گذشته ای داشته نباید کنکاش کنی به قول معروف باغچه ی هرکسی رو بیل بزنی چندتا کرم توش پیدا میشه مهم اینه که الان رفتارش با تو چطوره نسبت به زندگیت دلت گرم هست یا نه ،خودت رو خیلی اذیت نکن مهم این هست که تو رو انتخاب کرده برای زندکی مشترک اگه اونا رو میخواست که با تو ازدواج نمیکرد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چند سالته عزیزم؟ با این رفتارای بچه گانه تو زندگیت ب مشکل برمی خوریا گذشته هرکسی ب خودش مربوطه کاری نکن اول زندگی روت تو روش باز شه بهت بگه ب تو چه دلم خواسته
گذشته اسمش روشه، گذشته. مهم حال و آیندهس. دیگه الان همه قبل ازدواج یه رابطههایی داشتن. اگه میرفتن پارک یا هرجا اول اینکه خب مجبور بودن جای دیگه رو نداشتن که برن بعدشم هیچ تعهد و مسئولیتی نداشته شوهر شما. الان به این فکر کن که داره واسه رفاه شما و زندگیتون کار میکنه و وقتش پره. با این فکرای بیخودی خودت و روانتو مریض نکن