دخترم ۳سالشه سر سفره که داشته غذا میخورده دستش یهوسر خورده حالا نمیدونم چطور رفته تو پیاله ماست بعد پدر شوهرم غش غش به دخترم میخنده هی مثل این بچه ها میگه هه هه دستت رفت تو ماست.دستت ماستی شد.دستشو نگا دستشو نگا ماستی شده.کیف کردم دستت رفت تو ماست.بعد هی میخندید.من حالم خوب نبود نرفتم سر سفره صداشونو میشنیدم به شوهرم میگم بابات مسخره میکرد چرا به طرفداری از دخترت هیچی نگفتی گذاشتی همینجوری مسخره کنه.میگه اون شوخی میکرد مسخره نمیکرد.میگم خب ادم شوخی شوخی مسخره میکنه دیگه چه حرفیه میگی شوخی.شوخی یه بار دوبار نه هی بشینه بخنده.البته اینا کلا سابقه دارن داداشش وابجیشم تا دخترم غذاشو یه کم بریزه مسخره میکنن.بهش میگن کثیف غذا نیخوری درحالی که اصلا اینطور نیست اونا از یه بچه ۳ساله توقع رعایت کامل آداب غذا خوردن دارن.خب بچس یه کم میریزه دیگه.خالا به نظرتون حق دارم عصبانی بشم یانه؟من بعدا تو جواب پدرشوهرم چی بگم؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
هرچند دل خوشی از خانواده شوهرخودم ندارم اما الان حق رو به شوهرت میدم شوخی کرده اگه چندبارم تکرار کرده شاید خواسته دل بچت رو شاد کنه که مبادا گریه کنه که افتاده تو ماست