خانوادش منو دوس ندارن.خودشون نگفتن ولی خب مشخصه هر وقت میرم هرچند دیر ب دیرم میرم کسی تحویل نمیگیره.خودشم ک بفکر زندگیمون نیست.زورش میاد درست سر کار بره.رفیق بازی میکنه چند وقت یکبار.یک روز در هفته پیش من میاد اونم انگار زوری میاد.خر شدم با انتخابش باکرگیم از دست دادم.راستش از طلاق میترسم.چکار کنم.دوسش دارم اما خب فک میکنم ب درده هم نمیخوریم.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.