خسته شدم دیگه نمیدونم چه مرگم شده پنج ساله نامزدم، چهره اش معمولی و ساده و برای من عادی شده اما چند وقته دیگه حسی به چهره اش ندارم هر کار میکنم انگار به دلم نمیشینه به نظرتون چرا اینطوریم اینم بگم دوسش دارم دوست ندارم رابطمون خراب بشه
من خودم از همسرم خیلی سر هستم اما از ته دلم دوسش دارم تازه موقع قربون صدقه رفتنش میگم قربون شوهر زشتم برم که یه تار موهاشو به صدتا پسر خوشگل و خوشتیپ نمیدم😂😂
یعنی چی دقیقا چرا من اینطور شدم باید چیکار کنم الان
خب تکرار وقایع تکراری...نبود تازگی تو رابطه...تجربه کردن همه حس ها و یکنواختی علتش هست...و باید بدونی اسن حس دو طرفه ست...یه خرده خلاقیت ب خرج بده...چیزی جدید تو رابطتون ب کار ببر...تو زنی نباید خسته بشی...اگه تو اینجوری دیگه روجیه تنوع طلب یه مرد و باید چیکارش کرد...اگه هدفتون ازدواجه هر چه زودتر اقدام کتید...تازه بعد ۳ سال بعد ازدواجم میگن اگه بچه نیاد باز زندگی زیر یه سقفم تکراری میشه....برا خودتون جذابیت ایجاد کنید