2777
2789
عنوان

حضرت یوسف

| مشاهده متن کامل بحث + 19611 بازدید | 100 پست
حضرت محمد هم میگن یه زن یهودی گوشت مسموم داده که بیمارمیشه و بخاطر اون فوت میکنه

یهودیا خیلی کثیفن(البته نه همشون) الانم هر بدبختی تو دنیا هست زیر سر این یهودیاست

حتی توطئه قتل یزید رو هم تو دربارش یهودیا کشیدن و انجامش دادن

بیش از 1146 است...کسی منتظر 313 مرد است...و زمان همچنان در گذر است...آه...مرد شدن چقدر زمان میخواهد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یعنی به مرگ عادی از دنیا نرفت بلکه یهودیا ترورش کردن ترور بیولوژیک ی جوریه که درجا انسانو نمیکشه ب ...

نمیدونم میدونید یا نه ولی فیلم یوسف پیامبر نسخه آمریکایی و خارجیش هم ساخته شده کارگردان اونارو هم ترور کردن ؟

و یه سوال دیگه اینکه میخوان فیلم حضرت موسی رو بسازن در صورتی که تو فیلم حضرت یوسف ساخته نشده که آخرش هر‌کدوم چطور فوت کردن یا همون موقعه ای ک نبوت از پیامبر گرفته شد ک البته خیلیا میگن الکیه و فقط خدا خودش دلیلش رو میدونه ولی تو فیلم نبود ...تو فیلم حضرت موسی فقط دیگه داستان حضرت موسی هست یا بازیگرای تو فیلم یوسف رو میارن برای ادامه؟بعد وارد نسل موسی سه؟


دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد...
چون یه پروژه عظیم هست قطعا چندسال طول میکشه جالبه که شورجه هم همون اوائل بیمارشد وروانه بیمارستان! ...

چجوری میتونم از همه ی اتفاقات این دوره فیلم با خبر شم مثل شماکه اینارو میدونید؟

دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد...

من الان نت سرچ کردم 

تموم چیزایی ک گفتین فقط روایت هس تو اخر همه متن ها هم نوشته هیچ دلیل روشنی هم وجود نداره ک چرا از نسلش پیامبری نیست و خدا بهتر میدونه کی باید پیامبری رو ب کی بده

🖤

نه از فرزندانش

 کلا از بین فرزندان حضرت یعقوب فقط یهودا نسلش باقی موند برای همین بهشون یهودی میگن  بقیه شون رو میگن گم شدن! البته پسر حضرت یوسف به پادشاهی در سرزمین دیگه رسید 

بعدم اگر اینطور بود قران اشاره میکرد اما داستان یوسف رو در یک سوره بنام یوسف و اونهم با جمله احسن القصص یاد کرده" بهترین داستانها "

یه مادر که میخواد مستقل  باشه...پیج تاج  عروس و اکسسوری زیبامون   taj_aroos.art 👑
من الان نت سرچ کردم  تموم چیزایی ک گفتین فقط روایت هس تو اخر همه متن ها هم نوشته هیچ دلیل روشن ...

بله خدا خودش بهتر میدونه و بع کسی ک لیاقتشو دارع پیامبری انتخاب میکنه ...مثل مریم مقدس که از همه مردم شهرشون هیچکس لیاقت اینو نداشت همسرش بشه و پیامبر رو دنیا بیارع و با وجود مجردی خدا خودش اونو صاحب فرزند کرد

دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792